با نهایت تأسف، یکی از مشکلات اجتماعی و بلکه تاریخی جامعه ایران و مردم مسلمان ایران، پدیده منحوس "غرب زدگی" است.


به قول یکی از اساتید بسیار بزرگوار، کافی است دقتی به دور و بر و اطراف زندگی صبح تا شام خود بیاندازیم و ببینیم در محیط خانه، محل کار، کوچه و بازار و ... ، چه مقدار زندگی ما اسلامی است و چه مقدار آثار و نشانه های اسلام در زندگی ما جلوه می کند؟!


این مشکل تاریخی ایرانیان که دامن گیر غالب مردم ماست، ریشه در رویکردهای حاکمان در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارد. در بعد فرهنگی، مواردی همچون: "ورود غربی پدیده هایی مثل: دانشگاه، سینما و ... به ایران" ، در بعد اقتصادی، مواردی مانند: "ورود غربی بانک به ایران" و امثال این موارد در ابعاد گوناگون، غرب زدگی را در ایران عمیق و ریشه دار نموده است؛ تا جایی که به تعبیر امام راحل عظیم الشأن (آن گونه که نقل به مضمون در ذهنم هست)، آن قدر غرب زدگی در سالیان پیش از انقلاب اسلامی در بین مردم ما ترویج شده که سال های مدید طول می کشد تا اصلاح شود و از بین رود.


جالب این جاست که تقریباً هیچ کس در بین جامعه اسلامی ما، از تأثرات فرهنگ غرب و مدرنیته، در امان نمانده است؛ حتی اشخاص و خانواده های مذهبی با اندکی تأمل منصفانه تصدیق می کنند که از فرهنگ غرب تأثیر پذیرفته اند. البته واضح است که همه به یک میزان از مدرنیته غربی (یا به عبارت بهتر: جاهلیت مدرن) تأثیر نگرفته ایم. بعضی بیشتر و برخی کمتر.

بگذریم؛ یکی از مصادیق تغییر هویت و ذائقه روحی ما از فرهنگ و آداب اسلامی به غربی، همین ادبیات گفتاری و نوشتاری ماست که گاهی در عین سادگی، بسیار مهم نیز هست. و همین کوچک هاست که از سویی، به تدریج ذائقه روحی جامعه را تغییر می دهند و از سوی دیگر، خود، بسیار مهم و معنادارند.


در این موضوع قصد دارم با مشارکت شما بزرگواران، توجه خودم و شما را به برخی اصطلاحات و کاربردهای غلط و تغییر یافته در حوزه مباحث فردی، اجتماعی، سیاسی و ... جلب نمایم.

منتظر مشارکت شماییم.