ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران دعوت شده

صفحه 2 از 2 نخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    لعن الله 310
    عضو خودمانی

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/silver.gif
    تاریخ عضویت
    2013/05/03
    محل سکونت
    شهری که شد خونبهای حسینِ فاطمه سلام الله علیها
    نوشته ها
    1,011
    1,800
    1,512
    برچسب زده شده
    در 146 تاپیک




    یک تیر سه شعبه با خودش شر آورد

    سقـای حسیـن را ز پـا در آورد



    در حیرتم این تیـر که سقـا را کشت



    حالا چه بلایی سـر اصغـر آورد


    ***


    يك باغ پُر از غنچه كه پرپر كردند

    نامرديِ خود جمله برابر كردند



    در پيش ِ دو چشمانِ پُر از آبِ رباب



    دعوا سر ِ گهواره ي اصغر كردند


    ***



    حرفِ دل است ، داد كه ناپاك صورتان


    از بس قشنگ بود علي را نظر زدند


    تيري كه استخوانِ ابالفضل را شكست



    آن تير را به حنجره يِ اين پسر زدند


    ***





    بِـدَمِ الـمِسمار اَللهُمَ عَجِّلِ الوَلیِّکَ الفَرَج

    این روزها دیگر کسی یاد شما نیست

    دیگر کسی ذکر لبش آقا بیا نیست

    ترسم عزای مادرت آید ولیکن

    گویند نوروزست هنگام عزا نیست

    اَللهُمَ الَعَنِ الـجِبتَ و الـطاغوتَ و الـنَعثَل بِعَدَدِ فَضائِل اَمیرالمُؤمِنین حَیدَر
  2. 4
  3. #12
    لعن الله 310
    عضو خودمانی

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/silver.gif
    تاریخ عضویت
    2013/05/03
    محل سکونت
    شهری که شد خونبهای حسینِ فاطمه سلام الله علیها
    نوشته ها
    1,011
    1,800
    1,512
    برچسب زده شده
    در 146 تاپیک



    شد تهي دستِ شَه چو از كم و بيش


    سر ِ خجلت فكند ، خود در پيش



    اصغر ِخود به كف گرفت و بگفت



    برگِ سبزیست تحفه ی درويش


    ***



    بگويم باز رازي با سرت وای


    مرا آرام سازي با سرت وای



    ز بس شيرين زباني حرمله هم



    شده سرگرم بازي با سرت وای


    ***



    من خود به دلِ خاك سپردم بدنش را

    يادم نرود گريه و ناخن زدنش را



    آن تير كه زد حرمله ي خير نديده



    نگذاشت ببينم به زبان آمدنش را


    ***




    بِـدَمِ الـمِسمار اَللهُمَ عَجِّلِ الوَلیِّکَ الفَرَج

    این روزها دیگر کسی یاد شما نیست

    دیگر کسی ذکر لبش آقا بیا نیست

    ترسم عزای مادرت آید ولیکن

    گویند نوروزست هنگام عزا نیست

    اَللهُمَ الَعَنِ الـجِبتَ و الـطاغوتَ و الـنَعثَل بِعَدَدِ فَضائِل اَمیرالمُؤمِنین حَیدَر
  4. 4
  5. #13
    لعن الله 310
    عضو خودمانی

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/silver.gif
    تاریخ عضویت
    2013/05/03
    محل سکونت
    شهری که شد خونبهای حسینِ فاطمه سلام الله علیها
    نوشته ها
    1,011
    1,800
    1,512
    برچسب زده شده
    در 146 تاپیک



    به روی دست پدر کودکانه می فهمید


    که آب میرسد او را ، نداشتش تردید



    ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد



    که خواست گریه کند ، ناگهان لبش خندید


    ***

    رباب است و خروش و خسته حالی

    به دامن اشک و جای طفل خالی

    اگر گهواره را پس داده بودند

    دلش خوش بود با طفل خیالی


    ***


    چو آن روز روز سیاهی نبود


    که فرصت به قدر نگاهی نبود



    گلوی تو در کربلا درس گفت



    ز گهواره تا گور راهی نبود

    ***






    بِـدَمِ الـمِسمار اَللهُمَ عَجِّلِ الوَلیِّکَ الفَرَج

    این روزها دیگر کسی یاد شما نیست

    دیگر کسی ذکر لبش آقا بیا نیست

    ترسم عزای مادرت آید ولیکن

    گویند نوروزست هنگام عزا نیست

    اَللهُمَ الَعَنِ الـجِبتَ و الـطاغوتَ و الـنَعثَل بِعَدَدِ فَضائِل اَمیرالمُؤمِنین حَیدَر
  6. 4
  7. #14
    راحیل مهدی (عج)
    کاربر ویژه

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/02/01
    محل سکونت
    کاش کربلا بود..
    نوشته ها
    2,301
    4,743
    4,680
    برچسب زده شده
    در 205 تاپیک
    سلام بر باب الحوائجی

    که وقتی فهمید بابا بی یاور شده، دل کوچیکش تاب نیوورد و تشنگی سه روزه اش را بهانه کرد (چه خوب بهانه ای) و با ناله های کم جون و بی رمق اش گفت "لبیک یا مولا" به منم اذن میدان بده...


    امروز چند تا در میون مردم به بچه ها حتی یکی دو سالشون هم لباس
    حضرت علی اصغر علیه السلامپوشونده بودن؛ خدایا شکرت که محبت به این خاندان با گوشت و پوست و خون این مادرا عجین شده، چشمای گریون و دستای لرزون و ذکر یا باب الحوائج شون هم نشونشه...


    یکی داره سربند
    یا علی اصغربین جمع پخش می کنه، یکی خوراکی اونم فقط برای بچه های زیر سه سال، یکی هم شیر آورده به نیت باب الحوائج شیرخواره، خیلی هام دلاشون رو گره زدن به دستان نازنین اینشش ماههو با شنیدن صدای گریه ی نوزاد وسط روضه ی مداح همه ی بغض هاشون می ترکه و دلای آسمونیشون تا نفس دارن فریاد میزنن یا حسین...



    تا کی به تمنای وصال تو یگانه



  8. 4
  9. #15
    راحیل مهدی (عج)
    کاربر ویژه

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/02/01
    محل سکونت
    کاش کربلا بود..
    نوشته ها
    2,301
    4,743
    4,680
    برچسب زده شده
    در 205 تاپیک
    بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی

    اصلا خیال کن علی اصغر نداشتی


    ویرایش توسط راحیل مهدی (عج) : 2013/11/10 در ساعت 04:38



    تا کی به تمنای وصال تو یگانه



  10. 4
  11. #16
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,595
    17,674
    8,128
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    چگونگی شهادت حضرت علی اصغر (ع)

    مرحوم سید بن طاووس می‌نویسد: چون امام حسین علیه‌السلام دید جوانان و دوستانش همه کشته شده‌اند، تصمیم گرفت خود به جنگ دشمن برود و خون دلش را نثار دوست کند. صدا زد:

    «هل من ذاب یذب عن حرم رسول‌الله صلی الله علیه و آله؟ هل من موحد یخاف الله فینا؟ هل من مغیث یرجو الله باغاثتنا؟ هل من معین یرجو ما عندالله فی اعانتنا؟»

    «آیا کسی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله دفاع کند؟ آیا خداپرستی هست که درباره‌ی ما از خدا بترسد؟ آیا دادرسی هست که به امید پاداش خداوند به داد ما برسد؟ آیا یاری کننده‌ای هست که به امید آنچه نزد خداست ما را یاری کند؟»


    زنان حرم چون صدای استغاثه‌ی حضرت را شنیدند صدا به گریه بلند کردند، امام حسین علیه‌السلام به سوی خیمه آمد، و به خواهر خود زینب فرمود:


    «ناولینی ولدی الصغیر حتی أودعه»

    «فرزند خردسال مرا بده تا با او داع کنم»،


    آن کودک را گرفت، همینکه خواست او را ببوسد، حرمله بن کاهل تیری به سوی آن کودک پرتاب کرد، که آن تیر به گلوی او اصابت نمود و او را ذبح کرد.

    امام حسین علیه‌السلام به زینب فرمود: کودک را بگیر. سپس هر دو کف دست را به زیر خون گلوی کودک گرفت، و چون کف‌هایش پر از خون شد، به سوی آسمان پاشید سپس فرمود:


    «هون علی ما نزل بی أنه بعین الله»
    «آنچه مصیبت وارده را بر من آسان می‌کند این است که خداوند می‌بیند».


    امام باقر علیه‌السلام فرمودند: قطره‌ای از آن خون به زمین نیفتاد و برنگشت. (۲۶)

    تیرسه شعبه سه هدف را نشانه گرفت

    عارف ربانی شیخ حسن دهستانی (ره) می‌گوید: زمانی که امام حسین علیه‌السلام طفل شیرخوار خود را آورد، فرمود: ای لشکر! اگر به من آب نمی‌دهید پس این طفل را بگیرید و کنار نهر ببرید و دو سه قطره آب به لب عطانش برسانید ولی دشمن از خدا بی خبر، حرمله بن کاهل اسدی چه کرد؟ همگان می‌دانید با تیر، علی اصغر علیه‌السلام را به شهادت رساند.

    همین که تیر حرمله از حلقوم علی اصغر علیه‌السلام گذشت سه نشانه زد:

    اول: به گلوی لطیف و نازک علی اصغر علیه‌السلام؛

    دوم: به بازوی عزیز زهرا علیه‌السلام حضرت امام حسین علیه‌السلام نشست.

    سوم: آن تیر دل فاطمه زهرا سلام الله علیها را نشانه گرفت. (۲۷)

    لازم به توضیح است که بنابر نقل آن دسته از ارباب مقاتلی که قائلند:
    امام حسین علیه‌السلام کودک خود را در بغل گرفته و در آن حال تیر سه شعبه بر گلوی او نشسته، و گوش تا گوش را پاره نموده و این بریدگی به صورت عرضی بوده نه طولی، می‌توان گفت: که ورود تیر به گلوی طفل شیرخوار به صورتی بوده که اول گلوی کودک را برید و سپس تیر در بازوی امام فرو رفته است که این مطلب صراحتاً در بعضی کتب مقاتل تصریح شده است. (۲۸)

    شیخ جعفر شوشتری می‌نویسد: اگر به علی اصغر آب می‌دادند باز هم طفل تلف می‌شد. امام حسین علیه‌السلام طفل را برای اتمام حجت آوردند.


    در واقع، تیری که روز عاشورا بر گلوی حضرت علی اصغر علیه‌السلام نشست، روز «سقیفه» بر کمان نهاده و رها شد و بسی قلب‌ها را خون کرد و در کربلا نیز خون حضرت علی اصغر علیه‌السلام را بر خاک ریخت. اگر آن بنای انحراف نخستین نبود، نیم قرن پس از شهادت پیامبر، گلوی پسر فرزند پیامبر از سوی امت او هدف قرار نمی‌گرفت.


    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  12. 1
  13. #17
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,595
    17,674
    8,128
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک
    در اين روز عبيدالله بن زياد نامه‌اي به نزد عمربن سعد فرستاد و به او ‏دستور داد تا با سپاهيان خود بين امام حسين (ع) و اصحابش و آب فرات فاصله ايجاد كرده ‏و اجازه نوشيدن حتي يك قطره آب را به امام ندهند، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن ‏نعمان خودداري شد.

    عمر بن سعد نيز فوراً عمرو بن حجاج را با پانصد سوار در كنار شريعه فرات مستقر كرد و ‏مانع دسترسي امام حسين (ع) و يارانش به آب شدند و اين رفتار غيرانساني سه روز ‏قبل از شهادت حضرت صورت گرفت در اين هنگام مردي به نام عبدالله بن حصين ازدي كه ‏از قبيله بجيله بود فرياد برداشت كه اي حسين! اين آب را ديگر سان رنگ آسماني ‏نخواهي ديد! به خدا سوگند كه قطره‌اي از آن را نخواهي آشاميد تا از عطش جان‌دهی!‏


    امام حسين (ع) فرمود: خدايا! او را از تشنگي بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار ‏مده! حميد بن مسلم مي‌گويد به خدا سوگند كه پس‌ازاین گفتگو به ديدار او رفتم درحالی‌که بيمار بود، قسم به آن خدايي كه جز او پروردگاري نيست، ديدم كه عبدالله بن ‏حصين آن‌قدر آب مي‌آشاميد تا شكمش بالا آمد! و باز فرياد مي‌زد العطش! باز آب مي‌خورد ‏تا شكمش آماس مي‌كرد ولي سيراب نمي‌شد و چنين بود تا جان داد.


    در اين روز بود كه خبر رسيدن مسلم بن عوسجه كه شبانه از كوفه به كربلا آمده و خود را ‏به سپاه امام رساند، اصحاب و ياران را خوشحال و شادمان كرد مسلم اولين شهيد ‏عاشوراست كه در حمله نخست به شهادت رسيد. پيرمردي بزرگوار از طايفه بنی اسد و از ‏چهره‌هاي درخشان كوفه و از هواداران اهل‌بیت (ع) بود از اصحاب پيامبر (ص) و از ‏مسلمانان باسابقه به شمار مي‌رفت و از آن حضرت هم روایت‌شده است كه پارسا، ‏شجاع و سواركاري نامي بود.


    اعمال روز هفتم ماه محرم
    زیارت عاشورا


    مهدی کرمی

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  14. 1
  15. #18
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,595
    17,674
    8,128
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک
    پس حضرت بر در خيمه آمد و به جناب زينب سلام الله عليه فرمود كودك صغيرم را به من سپاريد تا او را وداع كنم، پس آن كودك معصوم را گرفت و صورت به نزد او برد تا او را ببوسد كه حرمله بن كامل اسدی لعين تيری انداخت و بر گلوی آن طفل رسيد و او را شهيد كرد. و باين مصيبت اشاره كرده شاعر در اين شعر:

    فَقَبَّلَ مِنْهُ قَبْلهُ السَّهْمُ مَنْحَراً

    وَ مُنْعَطِفِ اَهْوي لِتَقْبيلِ طِفْلِهِ

    پس آن كودك را به خواهر داد، زينب سلام الله عليه او را گرفت و حضرت امام حسين عليه السلام كفهاي خود را زير خون گرفت همينكه پر شد به جانب آسمان افكند و فرمود سهل است بر من هر مصيبتي كه بر من نازل شود زيرا كه خدا نگران است.


    سبط ابن جوزي در تذكره از هشام بن محمد كلبي نقل كرده كه چون حضرت امام حسين عليه السلام ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآن مجيد را برداشت و آنرا از هم گشود و بر سر گذاشت و در ميان لشكر ندا كرد:



    بَيْني وَ بَيْنَكُمْ كِتابُ الله وَجَدّدي مُحَمّّدٌ رَسُولُ اللهِ صَلّي الله عَلَيْه و الِهِ.


    اي قوم براي چه خون مرا حلال مي‌دانيد آيا من پسر دختر پيغمبر شما نيستم؟ آيا به شما نرسيد قول جدم در حق من و برادرم حسن عليه السلام.



    هذانِ سَيّدِا شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ.


    در اين هنگام كه با آن قوم احتجاج مي‌نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلي از اولاد خود كه از شدت تشنگي مي‌گريست حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود:



    يا قَوْمُ اِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذا الطّفْلَ.

    اي لشكر اگر بر من رحم نمي‌كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد، پس مردي از ايشان تيري به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسين عليه السلام شروع كرد به گريستن و گفت اي خدا حكم كن بين ما و بين قومي كه خواندند ما را كه ياري كنند بر ما پس كشتند ما را، پس ندائي از هوا آمد كه بگذار او را يا حسين كه از براي او مرضع يعني دايه‌ايست در بهشت.



    در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نيام شمشير گودي در زمين كند و آن كودك را به خون خويش آلوده كرد پس او را دفن نمود.



    طبري از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روايت كرده كه تيري آمد رسيد بر گلوي پسري از آن حضرت كه در كنار او بود پس آن حضرت مسح مي‌كرد خون را بر او و مي‌گفت:

    اَلَلّهَمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْم دَعَوْنا لِيَنْصُرُونا فَقَتَلُونا.




    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  16. #19
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,595
    17,674
    8,128
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک
    به نام خدا

    لالا لالا یکم دیگه دووم بیار
    یکم دیگه دندون روی جگر بگذار
    مشک و یکی برده که بر می گرده زود
    وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود
    مده با اشک زندگیمو به باد
    آب می رسه اگه خدا بخواد
    مادر دووم بیار


    لا لایی عموش رفته آب بیاره
    لالایی عموش رفته آب بیاره
    لالایی عموش رفته آب بیاره

    لالالالا منو نکن خونه خراب
    چیزی نمونده عمو جون بیاره آب
    بابات رفته به یاری آب آورش
    داره میاد چرا خمیده کمرش


    علیم داره می زنه دست و پا
    بچم داره می میره ای خدا
    ببین هنوز به سمت علقمست نگاه مضطر بابا
    لالایی الهی بارون بباره
    لالایی الهی بارون بباره


    لالالالا مادر تو بشه فدات
    خون میبارند فرشته ها با گریه ها
    سوخته دلم رو نفسای داغ تو
    آهی بکش شاید که بارون بگیره
    خدا تورو نمیبره ز یاد
    خونده برات بابا و إن یکاد
    الهی که سپیدی گلوت به چشم هرمله نیاد


    التماس دعا

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  17. #20
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,595
    17,674
    8,128
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    حضرت علی اصغر(ع)، طفل شیرخوار امام حسین(ع)

    پرسش : حضرت علی اصغر(علیه السلام) چگونه به شهادت رسید؟



    هنگامى که امام(علیه السلام) شهادت خاندان وفرزندانش را دید و از آنان کسى جز امام و زنان و کودکان و فرزند بیمارش ـ امام سجّاد(علیه السلام) ـ نماند، ندا داد:
    «هَلْ مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّهِ؟ هَلْ مِنْ مُوَحِّد یَخافُ اللّهَ فینا؟ هَلْ مِنْ مُغیث یَرْجُوا اللّهَ فِی اِغاثَتِنا؟ هَلْ مِنْ مُعین یَرْجُوا ما عِنْدَاللّهِ فِی اِعانَتِنا»؛ (آیا کسى هست که از حرم رسول خدادفاع کند؟ آیا خداپرستى در میان شما پیدا مى شود که از خدابترسد و ستم بر ما روا ندارد؟ آیا فریادرسى هست که براى خدابه فریاد ما برسد؟ آیا یارى کننده اى هست که با امید به عنایت خداوند به یارى ما برخیزد؟).


    با طنین افکن شدن نداى استغاثه امام(علیه السلام)، صداى گریه و ناله از بانوان حرم برخاست. امام(علیه السلام) به خیمه ها نزدیک شد و فرمود:
    «ناوِلُونی عَلِیّاً اِبْنی الطِّفْلَ حَتّى اُوَدِّعَهُ»؛ (فرزند خردسالم «على» را به من بدهید تا با او وداع کنم).


    فرزندش را نزد وى آوردند. امام(علیه السلام) در حالى که طفلش را مى بوسید، خطاب به او فرمود:


    «وَیْلٌ لِهوُلاءِ الْقَوْمِ اِذا کانَ خَصْمُهُمْ جَدَّکَ»؛ (بدا به حال این گروه ستمگر آنگاه که جدّت رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) با آنان به مخاصمه برخیزد؟). هنوز طفل در آغوش امام آرام نگرفته بود که حرملهبن کاهل اسدى، او را هدف قرار داد و تیرى به سوى وى پرتاب کرد و گلوى او را درید، خون سرازیر شد، امام(علیه السلام) دست ها را زیر گلوى آن طفل گرفت تا از خون پر شد؛ آنگاه خون ها را به سوى آسمان پاشید و گفت:


    «اَللّهُمَّ اِنْ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فَاجْعَلْ ذلِکَ لِما هُوَ خَیْرٌ لَنا»؛ (بار الها! اگر در این دنیا ما [در ظاهر] بر این قوم پیروز نشدیم، بهتر از آن را روزى ما فرما).
    بعد از شهادت آن طفل، امام(علیه السلام) از اسب پیاده شد و با غلاف شمشیر، قبر کوچکى کند و کودکش را به خونش آغشته ساخت و بر وى نمازگذارد (و دفن نمود).

    علاّمه مجلسى مى افزاید: امام فرمود:


    «هَوَّنَ عَلَىَّ ما نَزَلَ بی اَنَّهُ بِعَیْنِ اللّهِ»؛ (این مصیبت بر من آسان است، چرا که در محضر خداست).


    امام باقر(علیه السلام) فرمود: «فَلَمْ یَسْقُطْ مِنْ ذلِکَ الدَّمِ قَطْرَهٌ اِلَى الاَْرْضِ»؛ (از خون گلوى على اصغر که امام آنها را به آسمان پاشید، قطره اى به زمین برنگشت!).
    در روایت دیگرى آمده است که امام حسین(علیه السلام) فرمود:


    «لا یَکُونُ اَهْوَنَ عَلَیْکَ مِنْ فَصیل، اَللّهُمَّ اِنْ کُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ، فَاجْعَلْ ذلِکَ لِما هُوَ خَیْرٌ لَنا»؛ (خدایا! فرزندم نزد تو کمتر از بچّه ناقه صالح پیامبر نیست. خدایا! اگر پیروزى [ظاهرى] را از ما دریغ داشته اى بهتر از آن را روزى ما فرما!).


    معالى السبطین از قول ابومخنف شهادت طفل شیرخوار را به گونه دیگرى آورده است، مى گوید:


    امام(علیه السلام) پس از شهادت على اکبر به خواهرش امّ کلثوم فرمود:
    «یا اُخْتاهُ اوُصیکِ بِوَلَدی الصَّغیرَ خَیْراً، فَاِنَّهُ طِفْلٌ صَغیرٌ وَ لَهُ مِنَ الْعُمْرِ سِتَّهُ اَشْهُر»؛ (خواهرم! به فرزند خردسالم نیکى کن، او خردسال است و تنها شش ماه دارد).
    امّ کلثوم عرض کرد: «برادرجان! این طفل به مدّت سه روز است که جرعه آبى ننوشیده است، از این گروه کمى آب بطلب!».
    امام(علیه السلام) با شنیدن این سخن، طفلش را گرفت و به سوى دشمن روانه شد و فرمود: «یا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ اَخی وَ اَوْلادی وَ اَنْصارِی وَ ما بَقِی غَیْرُ هذَا الطِّفْلِ، وَ هُوَ یَتَلَظّى عَطَشَاً مِنْ غَیْرِ ذَنْب اَتاهُ اِلَیْکُمْ، فَاسْقُوهُ شَرْبَهً مِنَ الْماءِ»؛ (اى مردم! شما برادر و فرزندان و یارانم را کشتید و کسى جز این طفل که بى هیچ گناهى از تشنگى مى سوزد، نمانده است، او را با جرعه آبى سیراب کنید).


    و به تعبیر «نفس المهموم» امام(علیه السلام) فرمود:


    «یا قَوْمِ، اِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْلَ»؛ (اى مردم اگر به من رحم نمى کنید به این طفل خردسال رحم کنید).
    امام(علیه السلام) در حال گفتن این سخنان بود که بناگاه تیرى از سوى ستمگرى سیاه دل ـ حرملهبن کامل اسدى ـ حلقوم طفل را پاره کرد و از گوش تا گوش را درید. امام حسین(علیه السلام) کف دستش را زیر گلوى بریده طفل گرفت و چون از خون پر شد، آن را به آسمان پاشید و در روایت دیگر آمده است، امام دستانش را زیر گلوى طفل گرفت و گفت:


    «یا نَفْسُ اِصْبِری فیما اَصابَکِ، اِلهی تَرى ما حَلَّ بِنا فی الْعاجِلِ فَاجْعَلْ ذلِکَ ذَخیرَهً لَنا فی الاْجِلِ»؛ (اى نفس! در برابر این همه مصیبت شکیبا باش! خدایا! تو مى بینى که در این دنیاى فانى چه مصائبى براى ما رخ داده، پس آن را براى روز رستاخیزمان ذخیره ساز!).

    در روایت دیگرى آمده است که امام(علیه السلام) گفت:


    «اَللّهُمَّ اَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّهُمْ دَعَوُنَا لِیَنْصُرُونا فَخَذَلُونا وَ اَعانُوا عَلَیْنا، اَللّهُمَّ احْبِسْ عَنْهُمْ قِطَرَ السَّماءِ، وَ احْرِمْهُمْ بَرَکاتِکَ، اَللّهُمَّ لا تُرْضِ عَنْهُمْ اَبَداً، اَللّهُمَّ اِنَّکَ اِنْ کُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فی الدُّنْیا، فَاجْعَلْهُ لَنا ذُخْراً فِی الاْخِرَهِ وَ انْتَقِمْ لَنا مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»؛ (خدایا! تو مى دانى که اینان ما را دعوت کردند تا به یارى مان بشتابند ولى ما را رها کردند و در برابر ما بپاخاستند، خدایا! باران آسمان را از آنان دریغ دار و آنان را از برکاتت محروم کن. خدایا هرگز از آنان خشنود مشو. خدایا اگر در دنیا، پیروزى را از ما دریغ داشته اى، آن را ذخیره آخرتما قرار ده و از گروه ستمکاران انتقام ما را بستان).


    پیام هاى عاشوراهمه شنیدنى است و پیام شهادت کودک شیرخوار از همه شنیدنى تر و عبرت خیزتر!
    نخستین پیامش این که در مبارزه با دشمنان حق، هیچ کس مستثنى نیست. سربازان شیرخوار دوش به دوش جوانان و سالخوردگان به میدان مى آیند و به موقع در صفوف شهدا قرار مى گیرند.


    بدیهى است هر سربازى سلاحى دارد، یکى تیر و نیزه و شمشیر ؛ و دیگرى هم گلوى نازک و چندین قطره خون پاک که گویاترین دلیل مظلومیت است. خونى که هم به آسمان پاشیده شد و هم بر زمین، و هر دو با آن شکوهى تازه گرفت.


    دیگر این که، دشمنان ستمگر قساوت و جنایت را به بالاترین حدّ خود رساندند که حتّى بر کودک شیرخوارِ زاده زهرا در آغوش پدر نیز رحم نکردند!
    آخرین پیام این که تحمّل همه درد و رنج ها و مصیبت ها در راه خداآسان است، چرا که عالم محضر اوست و همه اینها در پیشگاه او انجام مى گیرد.
    با عنایت بخورم زهر، که شاهد، ساقى است *** با محبّت بکشم درد، که درمانم از اوست.

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  18. 1
صفحه 2 از 2 نخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •