ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران دعوت شده

صفحه 3 از 4 نخست 1234 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32
  1. #21
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس سید رضا نمایش پست ها


    بنام نامی الله
    جناب ولایی
    با سلام
    قطع یقیین شما از نقطه نظرات وآراعلما واساتیداین علم مطلع هستید.
    وقتی شما مقابل نظرات آن بزرگواران کرنش وسرتعظیم فرود نیاوردید.
    چگونه یک عقل سلیم می پذیرد وباوردارد.درمقابل شاگرد بزرگوار آن عزیزان چنین کاری را بکنید.
    به نظرشما اغراق نمی کنید!
    جزبه دنبال جدل وسفسطه هستید.
    هرچند دردانش وعلم سرکار خانم فاطیما شکی ندارم.
    با سلام:اين از حسن نظر شماست،عنوان شاگردي آن بزرگواران براي بنده خيلي زياد است و علمي هم ندارم.از لطف شما متشكرم.

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  2. 1
  3. #22
    velaee
    دوست انجمن

    images/star/gold.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif
    تاریخ عضویت
    2015/01/05
    محل سکونت
    باغ ملكوت
    نوشته ها
    61
    4
    25
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    بزرگان دين ما اهل بيت (ع) هستند نه كساني كه دينشان التقاطي از افكار خود و يا بيگانگان است. من هرگز در مقابل نظرات و آراء كسي حتي آدم غير معصوم خيلي خوب و ديندار سر تعظيم فرود نمي آورم زيرا اين كار شريك كردن صاحب آن آراء با خدا در فرمانبداري و بندگي است و بت پرستي مي باشد. تنها چيزي كه در برابرش بايد خضوع نمود، برهان عقل و كلام وحي (قرآن و احاديث پيامبر و اهل بيت است). امام صادق عليه السّلام در حديثي فرمودند:

    مَنْ دَعَا إِلَى عِبَادَةِ نَفْسِهِ فَهُوَ كَفِرْعَوْنَ إِذْ قَالَ «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى».

    هر كس مردم را به اطاعت از (آراء) خود فرا خواند مانند فرعون است كه گفت: «من پروردگار بزرگ شما هستم (نازعات، آيه 24)».(بحارالأنوار، ج24، ص288، ح 1)

    امام كاظم عليه السّلام مي فرمايد:

    مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ- صَلَوَات اللَّهِ عَلَيْه وَ آلِهِ- زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ يَزُولَ، وَ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ، رَدَّتْهُ الرِّجَالُ.

    هر كه دينش را از كتاب خدا و سنت پيامبرش صلی اللَّه عليه و آله برگيرد از كوهها استوارتر است، و كسي كه دينش را از دهان مردم برگيرد، (همان) مردم (روزي) او را از دين برگردانند. (كافي، ج1، ص14)


    به تصديق قرآن و اهل بيت عليهم السّلام، گمراه ترين مردم كسي است كه فرمان رسول خدا و اهل بيت گرامي ايشان را واگزارده و از افكار و آراء خود يا ديگران پيروي مي كند:

    فَإِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْر هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ.

    پس اگر تو را اجابت نكردند، بدان كه آنان تنها هوسها و گرايشهاي خود را پيروي مي كنند؛ و كيست گمراه تر از آنكه به جاي هدايتي از سوي خدا از هوسها و گرايشهاي خويش پيروي مي كند؟ بي ترديد خدا مردم ستمگر را (به بهشت) راهنمايي نمي كند. (قصص، آيه 50)

    در توضيح اين آيه فرخنده، امام رضا عليه السّلام فرمود:

    فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ قَالَ يَعْنِي مَنِ اتَّخَذَ دِينَهُ رَأْيَهُ بِغَيْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى.

    در باره سخن خداوند عز و جل «و كيست گمراه تر از آنكه به جاي هدايتي از سوي خدا از هوسها و گرايشهاي خويش پيروي مي كند؟» فرمود: يعني كسي كه آراء خويش را دين خود قرار دهد بجاي امامي از ائمه هدي. (كافي، ج1، ص374 ، ح1).

    همچنين در قرآن كريم مي خوانيم:

    أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ.

    آيا ديده اي آن كس را كه گرايشات خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده اش پرده نهاده است؟ چه كسي مي تواند پس از (واگزاردن او توسط) خدا او را هدايت كند؟ آيا پند نمي گيريد؟ (جاثية، آيه 23)


    أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ.

    آيا كسي كه بر برهاني از جانب پروردگار خويش است مانند كسي است كه زشتي كارش برايش آراسته جلوه نموده است و از گرايشهاي (فكري) خود پيروي مي كند؟ (سوره محمد (ص)، آيه 14)


    برگزيدن هر پير و مرشد و راهبر فكري و معنوي (وليجه) به غير از پيشوايان پاك برگزيده توسط پروردگار مصداق اكيد بت پرستي است. امام باقر عليه السّلام به ابو الصباح كِناني فرمودند:

    يَا أَبَا الصَّبَّاحِ! إِيَّاكُمْ وَ الْوَلَائِجَ فَإِنَّ كُلَّ وَلِيجَةٍ دُونَنَا فَهِيَ طَاغُوتٌ أَوْ قَالَ نِدٌّ.

    اي ابو الصباح! بپرهيز از راهبران فكري زيرا كه هر راهبر فكري به غير از ما طاغوت و بت است. (بحارالأنوار، ج24، ص246 ، ح 6)

    نوجوانان تأثير پذيرترين و آسيب پذيرترين قشر جامعه در پذيرش افكار رنگارنگ پديد آمده توسط صاحبان انديشه در جامعه هستند، هم آنانكه در اتاقهاي فكر، انديشه ي توده ي مردم را براي رسيدن به اميال خويش شكل مي دهند. امام صادق عليه السّلام به نوجوانان چنين سفارش فرمودند:

    مَعْشَرَ الْأَحْدَاثِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَأْتُوا الرُّؤَسَاءَ دَعُوهُمْ [وَ غَيْرَهُمْ] حَتَّى يَـصِيرُوا أَذْنَاباً لَا تَتَّخِذُوا الرِّجَالَ وَلَائِجَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنَا وَ اللَّهِ أَنَا وَ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْهُمْ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ.

    "اي گروه نوجوانان! خدا آگاه باشيد و پيرامون رهبران (صاحبان منصب و مكتب) جمع نگرديد. (تبعيّت از) آنها و ديگران را رها كنيد تا آنها نيز تابع (حق) گردند. رهبر فكري از جانب غير خدا از ميان مردم بر نگيريد. به خدا قسم، به خدا قسم من براي شما بهتر از آنهايم." و در اين موقع با دست به سينه خود اشاره نمود. (بحارالأنوار، ج24، ص246، ح 5)


    حتي پيامبر صلی اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السّلام هم كه برترين عقل را داشتند هيچگاه از روي رأي و نظر خود سخن نمي گفتند. شخصي از امام صادق عليه السّلام پرسشي نمود و ايشان به او پاسخ فرمود. او اين بار پرسيد: «به رأي شما اگر چنين و چنان باشد جوابش چيست؟» ايشان پاسخ دادند:

    مَهْ مَا أَجَبْتُكَ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی اللَّه عليه و آله لَسْنَا مِنْ أَ رَأَيْتَ فِي شَيْءٍ.

    خاموش باش! هر جوابي كه من به تو مي دهم از رسول خدا (ص) است، ما به هيچ وجه از خود رأيي نداريم. (كافي، ج1، ص58، ح21)

    امام باقر عليه السّلام به جابر فرمود:

    يَا جَابِرُ إِنَّا لَوْ كُنَّا نُحَدِّثُكُمْ بِرَأْيِنَا وَ هَوَانَا لَكُنَّا مِنَ الْهَالِكِينَ وَ لَكِنَّا نُحَدِّثُكُمْ بِأَحَادِيثَ نَكْنِزُهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص كَمَا يَكْنِزُ هَؤُلَاءِ ذَهَبَهُمْ وَ فِضَّتَهُمْ .

    اي جابر! اگر ما (آل محمد، صلوات اللَّه عليهم) از روي رأي و گرايشهاي خود سخني مي گفتيم ما نيز از هلاك شدگان بوديم. امّا ما براي شما احاديثي مي گوئيم كه از رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله اندوخته ايم همانند طلا و نقره اي كه مردم مي اندوزند. (بحار الأنوار، ج2، ص172، ح 1)

    ویرایش توسط velaee : 2015/02/15 در ساعت 05:21
  4. #23
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط velaee نمایش پست ها
    بزرگان دين ما اهل بيت (ع) هستند نه كساني كه دينشان التقاطي از افكار خود و يا بيگانگان است. من هرگز در مقابل نظرات و آراء كسي حتي آدم غير معصوم خيلي خوب و ديندار سر تعظيم فرود نمي آورم زيرا اين كار شريك كردن صاحب آن آراء با خدا در فرمانبداري و بندگي است و بت پرستي مي باشد. تنها چيزي كه در برابرش بايد خضوع نمود، برهان عقل و كلام وحي (قرآن و احاديث پيامبر و اهل بيت است). امام صادق عليه السّلام در حديثي فرمودند:

    مَنْ دَعَا إِلَى عِبَادَةِ نَفْسِهِ فَهُوَ كَفِرْعَوْنَ إِذْ قَالَ «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى».

    هر كس مردم را به اطاعت از (آراء) خود فرا خواند مانند فرعون است كه گفت: «من پروردگار بزرگ شما هستم (نازعات، آيه 24)».(بحارالأنوار، ج24، ص288، ح 1)

    امام كاظم عليه السّلام مي فرمايد:

    مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ- صَلَوَات اللَّهِ عَلَيْه وَ آلِهِ- زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ يَزُولَ، وَ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ، رَدَّتْهُ الرِّجَالُ.

    هر كه دينش را از كتاب خدا و سنت پيامبرش صلی اللَّه عليه و آله برگيرد از كوهها استوارتر است، و كسي كه دينش را از دهان مردم برگيرد، (همان) مردم (روزي) او را از دين برگردانند. (كافي، ج1، ص14)


    به تصديق قرآن و اهل بيت عليهم السّلام، گمراه ترين مردم كسي است كه فرمان رسول خدا و اهل بيت گرامي ايشان را واگزارده و از افكار و آراء خود يا ديگران پيروي مي كند:

    فَإِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْر هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ.

    پس اگر تو را اجابت نكردند، بدان كه آنان تنها هوسها و گرايشهاي خود را پيروي مي كنند؛ و كيست گمراه تر از آنكه به جاي هدايتي از سوي خدا از هوسها و گرايشهاي خويش پيروي مي كند؟ بي ترديد خدا مردم ستمگر را (به بهشت) راهنمايي نمي كند. (قصص، آيه 50)

    در توضيح اين آيه فرخنده، امام رضا عليه السّلام فرمود:

    فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ قَالَ يَعْنِي مَنِ اتَّخَذَ دِينَهُ رَأْيَهُ بِغَيْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى.

    در باره سخن خداوند عز و جل «و كيست گمراه تر از آنكه به جاي هدايتي از سوي خدا از هوسها و گرايشهاي خويش پيروي مي كند؟» فرمود: يعني كسي كه آراء خويش را دين خود قرار دهد بجاي امامي از ائمه هدي. (كافي، ج1، ص374 ، ح1).

    همچنين در قرآن كريم مي خوانيم:

    أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ.

    آيا ديده اي آن كس را كه گرايشات خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده اش پرده نهاده است؟ چه كسي مي تواند پس از (واگزاردن او توسط) خدا او را هدايت كند؟ آيا پند نمي گيريد؟ (جاثية، آيه 23)


    أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ.

    آيا كسي كه بر برهاني از جانب پروردگار خويش است مانند كسي است كه زشتي كارش برايش آراسته جلوه نموده است و از گرايشهاي (فكري) خود پيروي مي كند؟ (سوره محمد (ص)، آيه 14)


    برگزيدن هر پير و مرشد و راهبر فكري و معنوي (وليجه) به غير از پيشوايان پاك برگزيده توسط پروردگار مصداق اكيد بت پرستي است. امام باقر عليه السّلام به ابو الصباح كِناني فرمودند:

    يَا أَبَا الصَّبَّاحِ! إِيَّاكُمْ وَ الْوَلَائِجَ فَإِنَّ كُلَّ وَلِيجَةٍ دُونَنَا فَهِيَ طَاغُوتٌ أَوْ قَالَ نِدٌّ.

    اي ابو الصباح! بپرهيز از راهبران فكري زيرا كه هر راهبر فكري به غير از ما طاغوت و بت است. (بحارالأنوار، ج24، ص246 ، ح 6)

    نوجوانان تأثير پذيرترين و آسيب پذيرترين قشر جامعه در پذيرش افكار رنگارنگ پديد آمده توسط صاحبان انديشه در جامعه هستند، هم آنانكه در اتاقهاي فكر، انديشه ي توده ي مردم را براي رسيدن به اميال خويش شكل مي دهند. امام صادق عليه السّلام به نوجوانان چنين سفارش فرمودند:

    مَعْشَرَ الْأَحْدَاثِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَأْتُوا الرُّؤَسَاءَ دَعُوهُمْ [وَ غَيْرَهُمْ] حَتَّى يَـصِيرُوا أَذْنَاباً لَا تَتَّخِذُوا الرِّجَالَ وَلَائِجَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنَا وَ اللَّهِ أَنَا وَ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْهُمْ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ.

    "اي گروه نوجوانان! خدا آگاه باشيد و پيرامون رهبران (صاحبان منصب و مكتب) جمع نگرديد. (تبعيّت از) آنها و ديگران را رها كنيد تا آنها نيز تابع (حق) گردند. رهبر فكري از جانب غير خدا از ميان مردم بر نگيريد. به خدا قسم، به خدا قسم من براي شما بهتر از آنهايم." و در اين موقع با دست به سينه خود اشاره نمود. (بحارالأنوار، ج24، ص246، ح 5)


    حتي پيامبر صلی اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السّلام هم كه برترين عقل را داشتند هيچكاه از روي رأي و نظر خود سخن نمي گفتند. شخصي از امام صادق عليه السّلام پرسشي نمود و ايشان به او پاسخ فرمود. او اين بار پرسيد: «به رأي شما اگر چنين و چنان باشد جوابش چيست؟» ايشان پاسخ دادند:

    مَهْ مَا أَجَبْتُكَ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی اللَّه عليه و آله لَسْنَا مِنْ أَ رَأَيْتَ فِي شَيْءٍ.

    خاموش باش! هر جوابي كه من به تو مي دهم از رسول خدا (ص) است، ما به هيچ وجه از خود رأيي نداريم. (كافي، ج1، ص58، ح21)

    امام باقر عليه السّلام به جابر فرمود:

    يَا جَابِرُ إِنَّا لَوْ كُنَّا نُحَدِّثُكُمْ بِرَأْيِنَا وَ هَوَانَا لَكُنَّا مِنَ الْهَالِكِينَ وَ لَكِنَّا نُحَدِّثُكُمْ بِأَحَادِيثَ نَكْنِزُهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص كَمَا يَكْنِزُ هَؤُلَاءِ ذَهَبَهُمْ وَ فِضَّتَهُمْ .

    اي جابر! اگر ما (آل محمد، صلوات اللَّه عليهم) از روي رأي و گرايشهاي خود سخني مي گفتيم ما نيز از هلاك شدگان بوديم. امّا ما براي شما احاديثي مي گوئيم كه از رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله اندوخته ايم همانند طلا و نقره اي كه مردم مي اندوزند. (بحار الأنوار، ج2، ص172، ح 1)

    جناب ولايي واقعا اين گونه سخنان از شما بعيد است(شماي نوعي)ما حتي احاديث پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و ائمه

    معصومين را از زبان غير آنها گرفته ايم آنهم يك قرن بعد،ابوبكر تمامي احاديث رسول خدا صلي الله عليه و اله را بعد از رحلت


    ايشان به بهانه اينكه مردم قران را كنار مي گذارند از دفاتر محو نمود و بعد عمر ابن عبدالعزيز حدود صد سال بعد اجازه كتابت

    حديث داد،اين به آن معناست كه ما احاديث را هم از بزرگان علم داريم و علم حديث را هم دست به دست و سينه به سينه

    توسط اجازات بزرگان علم گرفته ايم.
    ویرایش توسط فاطيما : 2016/03/10 در ساعت 04:28

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  5. 1
  6. #24
    velaee
    دوست انجمن

    images/star/gold.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif images/star/silver.gif
    تاریخ عضویت
    2015/01/05
    محل سکونت
    باغ ملكوت
    نوشته ها
    61
    4
    25
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطيما نمایش پست ها
    جناب ولايي واقعا انتظار اين گونه سخنان از شما بعيد است(شماي نوعي)ما حتي احاديث پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و ائمه معصومين را از زبان غير آنها گرفته ايم آنهم يك قرن بعد،ابوبكر تمامي احاديث رسول خدا صلي الله عليه و اله را بعد از رحلت


    ايشان به بهانه اينكه مردم قران را كنار مي گذارند از دفاتر محو نمود و بعد عمر ابن عبدالعزيز حدود صد سال بعد اجازه كتابت حديث داد،اين به آن معناست كه ما احاديث را هم از بزرگان علم داريم و علم حديث را هم دست به دست و سينه به سينه توسط

    اجازات بزرگان علم گرفته ايم.
    اين سني هاي بدبخت بودند كه از احاديث پيامبر محروم شدند. ما اكثر احاديث خود را از ائمه اطهار گرفته ايم و روات حديث شيعه (نه سني ناصبي) آنها را به ما نسل به نسل انتقال دادند. اين بزرگان حديث با آن عرفا و فلاسفه ي شما خيلي فرق داشتند و فقط تسليم كلام اهل بيت (ع) بودند نه بافته هاي فلسفي و عرفاني. لطفاً اينها را باهم قاطي نكنيد. در ضمن ما هيچگاه حتي براي اين بزرگان روات حديث شيعه شأني بالا تر از ناقل كلام اهل بيت قائل نيستيم و از آراء خود آنها تبعيّت نمي كنيم (گرچه اين برزگواران اصلاً به خود اجازه اظهار نظر نمي دادند و فقط كلام معصومين را منتقل مي كردند). خداوند ارواح ايشان را با ائمه اطهار محشور بفرمايد.
  7. #25
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط velaee نمایش پست ها
    اين سني هاي بدبخت بودند كه از احاديث پيامبر محروم شدند. ما اكثر احاديث خود را از ائمه اطهار گرفته ايم و روات حديث شيعه (نه سني ناصبي) آنها را به ما نسل به نسل انتقال دادند. اين بزرگان حديث با آن عرفا و فلاسفه ي شما خيلي فرق داشتند و فقط تسليم كلام اهل بيت (ع) بودند نه بافته هاي فلسفي و عرفاني. لطفاً اينها را باهم قاطي نكنيد. در ضمن ما هيچگاه حتي براي اين بزرگان روات حديث شيعه شأني بالا تر از ناقل كلام اهل بيت قائل نيستيم و از آراء خود آنها تبعيّت نمي كنيم (گرچه اين برزگواران اصلاً به خود اجازه اظهار نظر نمي دادند و فقط كلام معصومين را منتقل مي كردند). خداوند ارواح ايشان را با ائمه اطهار محشور بفرمايد.
    با سلام:الهي آمين.

    آن علماي بزرگ الهي باور كنيد فلاسفه من نيستند.قرنها قبل از من مي زيسته اند برادر محترم.

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  8. #26
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک

    Lightbulb وحدت وجود از نظر ملا صدرا

    بسمه الأحد

    از آنجایی که در این بحث، نقدی بر نظریه ی وحدت وجود از دیدگاه حکمای الهی توسط برادر ولایی شده

    و جهت بحث بیشتر به سمت و سوی جدل پیش رفت لذا مبحث وحدت وجود از دیدگاه ملا صدرا را به قلم یکی از اساتید فن

    در این تاپیک قرار می دهم،امید که برای اهلش مفید باشد.


    دیدگاه ملاصدرا در بحث از وحدت وجود




    با یک بررسی کلی در اثار ملاصدرا می توان به این نکته پی برد که وی در آثار خود هم از وحدت تشکیکی وجود سخن گفته و هم

    در تحقیقات نهایی خود از وحدت شخصی وجود به سبک اهل عرفان سخخن رانده است . خود ان حکیم الهی هم تصریح می کند

    که ما در بدایت با قومیم ودر نهایت از انها جدا می شویم . لذا در ابتدا با وحدت وجود تشکیکی بحث را طرح می کند و سپس در فصول

    عرفانی اسفار ، یعنی در مباحث علت و معلول که بحث خیلی اوج می گیرد . درست مانند ابن عربی وحدت شخصی وجود را به اثبات می رساند .

    این در فلسفه ی متعالیه او بسیار حایز اهمیت و شایان توجه است و خود او این توفیق را از برکت فضل و برکت خداوند فیاض می داند :


    (هدانی ربی بالبرهان النیر العرشی الی صراط مستقیم من *** الموجود و الوجود منحصرا فی حقیقه واحده شخصیه لا شریک له فی

    الموجودیه الحقیقیه و لا ثانی له فی العین و لیس فی دار الوجود غیره دیار)


    که یکی هست وهیچ نیست جزء او وحده لا اله الا هو

    او ادعا می کند با ان فلسفه را تکمیل کرده است و این ادعا نشان می دهد که بحث وحدت وجود شخصی از امهات فلسفه اسلامی

    و جزء ارکان حکمت متعالیه صدرایی محسوب می شود .

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  9. 1
  10. #27
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک
    اثبات وحدت شخصی وجوداز دیدگاه ملاصدرا



    1)از راه علت و معلول

    یکی از راههایی که ملاصدرا برای اثبات وحدت شخصی وجود از ان استفاده می کند ، مساله علت و معلول است و اینکه معلول قبل از وجود

    خارجی باید در مرتبه ی وجود علت ، به وجودی اعلاء واتم باشد تا به همین مناسبت از علت صادر شود . معالیل امکانی به نحو وحدت و صرافت

    در وجود واحد حق موجودند و حق به وحدته متجلی در حقایق امکانی است .


    ملا صدرا در اثار مختلف خود، مانند اسفار و شواهدالربوبیه و مشاعر با عباراتی مشابه به این مطلب را تبین کرده است .


    عبارت او در کتاب اسفار چنین است :

    اعلم ایها السالک باقدام النظر و الساعی الی طاعه الله سبحانه و الانخراط فی سلک المهیمیین فی ملاحظه کبریائه و المستغرقین فی بحار عظمته و بهائه انه کما ان الموجود الشی بالحقیقه ما یکون بحسب جوهر ذاته و سنخ حقیقته فیاضا بان یکون مابخسب تجوهر حقیقتها هو بعینه ما بحسب تجوهر فاعلیتها فیکون فاعلا بحتا ، لا انه شی ء اخر یوصف ذلک الشی ء بانه فاعل فکذلک المعلول له هو ما یکون بذاته اثرا و مفاضلا لا شی ء اخر غیر المسمی معلولا یکون هو بذات اثرا حتی یکون هناک امران و لو بحسب تحلیل العقل و اعتباره احدهما شی ء و الاخر اثرا فلایکون عند تحلیل المعلول بالذات الا احدهما فقط دون الثانی الا بضرب من التجوز دفعا للدور و التسلسل.
    فالمعلول بالذات امر بسیط کالعله بالذات و ذلک عند تجرید الالتفات الیهما فقط . فانا اذا جردنا العله عن کل ما لا یدخل فی علیتها و تاثیرها ای کونهما بما هی عله و موثره و جردنا المعلول عن سایر ما لا یدخل فی قوام معلولیتها ظهر لنا ان کل عله ، عله بذاتها و حقیقتها و کل معلول معلول ، بذاته و حقیقته ، فاذا کان هذا هکذا یتبین و یتحقق ان هذا المسمی بالمعلول لیست لحقیقته هویه مباینه لحقیقه عله المضیه ایاه حتی یکون للعقل ان یشیر الی هویه ذات المعلول مع قطع النظر عن هویه موجدها فیکون هویتان مستقلتان فی تعقل احدیهما مفیضا و الاخر مفضا ، اذ لو کان کذلک لزم ان یکون للمعلول ذات سوی معنی کونه معلولا .
    فاذن المعلول بالذات لاحقیقه له بهذا الاعتبار سوی کونه مفاضا و لاحقا .
    فاذا ثبت تناهی سلسله الموجودات من العلل و المعلولات الی ذات بسیطه الحقیقه النوریه الوجودیه متقدما عن شوب کثره و نقصان و امکان قصور و خفا .
    و ثبت انه بذاته فیاض ، بحقیقه ساطع و بهویه منور للسماوات و الارض . ان لجمیع الموجودات اصلا واحدا او سنخافاردا هو الحقیقه والباقی شوونه ، وهو الذات وغیره واسماءه و نعوته و هو الاصل و ماسواه اطواره و شئونه و هو الموجود و ما ورائه جهاته و حیثیاته .
    ویرایش توسط فاطيما : 2016/01/05 در ساعت 01:33

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  11. 1
  12. #28
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک

    Lightbulb شرح عبارات

    توضیح آنکه طرفداران اصالت ماهیت ، ماهیت را در مقام ذات ، نسبت به وجود و عدم لااقتضا میدانند و از این ویزگی با عنوان امکان

    ذاتی ماهیت نام می برند . ولی می تواند از ناحیه ی مبدا فاعلی واجب شود (واجب بالغیر ) و با عدم فیض از مبدا فاعلی ممتنع گردد

    (ممتنع بالغیر ) . با اثبات اصالت وجود و تبعی بودن ماهیت ، معلوم میگردد انچه از ناحیه ی مبدا صادر می شود همان وجود اشیاست نه چیز دیگر .


    با اعتباری بودن ماهیت ، این امر معلوم می شود که ملاک معلولیت نمیتواند امکان ذاتی ماهیت باشد چون ماهیت تابع وجود است پس بنابراین

    آنچه می تواند ملاک احتیاج باشد همان امکان وجودی (امکان فقری ) است که از تحلیل دقیق علت و معلول حاصل می شود .


    پس در جهان هستی یک موجود حقیقی هست که همواره در تجلی است (کل یوم هو فی شان ). نظیر این مطلب در در مشعر هشتم

    از کتاب مشاعر نیز آمده است :


    فظهر ان الوجود المعلول فی حد نفسه ناقص الهویه ، مرتبط الذات بموجده تعلقی الکون به، فکل وجود سوی الواحد الحق تعالی لمعه من لمعات ذاته ، و وجه من وجوهه . و ان لجمیع الموجودات اصلا واحدا هو محقق الحقایق و مشیی الاشیا و مذوت الذوات فهو الحقیقه و الباقی شوونه و هو النور الباقی سطوعه . و هو الاصل و ما عداه ظهوراته و تجلیاته و هو الاول والاخر و الظاهر و الباطن و فی الادعیه الماثوره . (یا هو ، یا من هو یا من لیس هو الا هو ، یا من لایعلم این هو الا هو).

    مرحوم ملا صدرا در جلد دوم اسفار تصریح می کند که ماهیت و اعیان امکانی وجود حقیقی ندارند بلکه همه شون و تجلیات وجود واحد هستند :
    کانک قد امنت من تضاعیف ما قرع سمعک منا بتوحیدالله سبحانه توحیدا خاصیا و اذعنت بان الوجود حقیقه الواحده هی عین الحق و لیس للماهیات و الاعیان الامکانیه وجود حقیقی انما موجودیتها بانصباغها بنور الوجود ، و معقولیتها من نحو من انحاء ظهور الوجود و طور من اطوار تجلیه . و ان الظاهر فی جمیع المظاهر و الماهیات و المشهود فی کل الشوون و التعینات لیس الا حقیقه الوجود .

    ادامه دارد.....



    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  13. 1
  14. #29
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک
    بسمه الاحد

    تشکیک در وجود

    مسئله ی تشکیک از جمله اصول فلسفه ی اسلامی خصوصا در حکمت متعالیه می باشد.این بحث که در حوزه ی وحدت و کثرت

    موجودات مطرح می شود،در طول تاریخ تفکر بشرجایگاه خاصی دارد.البته شایان ذکر است که این بحث و توجه به این بحث آنچنان که باید

    در خاستگاه فلسفه یعنی یونان مطرح نشده(البته تا جاییکه مطالعاتم یاری میکند)باری،نظر افلاطون بی شباهت به نظر عرفا و وهم چنین

    شیخ اشراق نیست.این بحث یعنی تشکیک،طبق نظرات وگفته های علمای فن جایگاه و خاستگاه ایرانی و ریشه در حکمت خسروانی دارد.

    علمای اسلامی(و ایرانی)این بحث را گرفته و شرح بسط داده اند و به مراتب عالی رسانده اند،که اوج آن در حکمت متعالیه است.هم چنین

    مرتبط با نظریه ی مهم این مکتب یعنی اصالت وجود نیز می باشد.پس بحثی مهم در فلسفه است و جای بحث و تحقیق بسیار دارد.هرچند

    که تا به حال آنچنان که باید به آن پرداخته نشده است.

    وجود به عنوان تنها حقیقت عالم واقع یا به عبارت دیگر وجود به عنوان همه چیز موضوع اصلی فلسفه است.حال این وجود آیا در خارج کثیر

    است یا واحد؟سؤالی است که در این نظریه مطرح می شود.نظرات مختلفی هست که در متن آورده خواهد شد.

    آنچه مرا به پرداختن به این موضوع ترغیب کرد شباهت آن به مسائل عرفانی بود.یعنی که آیا بحث وجود در حوزه ی تشکیک در فلسفه

    آیا مرزی با عرفان دارد یا نه؟اما آنطور که من دیدم،خیر.بلکه تشابه بسیار با وحدت وجود ابن عربی دارد.حتی مثالهای ذکر شده برای تشکیک

    همان موج ودریا و.... است.البته نباید ادلّه ی فلسفی بزرگان در ردّ نظرات شبهه برانگیز برخی مکاتب را نادیده گرفت؛(تباین ذوات) که

    «تعرف الاشیاء باضدادها».اما بازهم برای توجیه دست به دامان تماثیل عرفانی شده ایم (هر چند،حق جزاین نیست) اما جالب این است

    که از صورت عقلی آن کاسته نشده است.

    همانطور که گفتم در این موضوع منابع زیادی در دست نبود،پس به چند منبع تقریبا جامع فلسفی بسنده کردم.هر چند که سعی بر این بود

    تا تمامی منابع مربوط را از نظر بگذرانم.اما کتابی که جامع این موارد باشد را تنها کتاب اصول فلسفه وروش رئالیسم یافتم برای همین است

    که عمده منبع تحقیقم این کتاب می باشد.

    در انتهای تحقیق یافته های ذهنی خود را در قسمت نتیجه گیری آورده ام؛هرچند کوتاه.امید است که در آینده با مطالعات و تحقیقات بیشتر

    بتوانم خدمتی به جامعه ی فلسفه بنمایم.

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  15. #30
    فاطيما
    مدیر انجمن تشیع

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2014/08/25
    محل سکونت
    مسجد اولیاء الله و مصلی ملائکة الله
    نوشته ها
    7,900
    7,818
    8,954
    برچسب زده شده
    در 19 تاپیک

    متواطی و مشکک

    متواطی و مشکک

    در بحث کلیات،کلی همان «مفهومی است که صدق آن به بیش از یک واحد ممتنع نیست.مانند مفهوم انسان و حیوان و .... به دو

    قسم تقسیم می شود:1.متواطی 2.مشکک

    متواطی:آندسته از مفاهیم که هرگاه به افراد خود منطبق کنیم از لحاظ صدق مفهوم بر افراد،تفاوتی بینشان نیست.مانند انسانیت.

    یا انطباق مفاهیم حیوان،طلا ونقره بر افرادشان.هیچ کدام از مصادیق این مفاهیم بر دیگری شدت یا ضعفی ندارند وهیچ کدام در مفهوم

    از دیگری کمتر یا بیشتر نیست.کلیاتی از این قبیل که افراد آن در مقابل مفهوم مساوی اند را کلی متواطی میگویند.یعنی افراد آن در مفهوم

    توافق دارند.تواطؤ به معنی توافق است.»

    «تواطؤ عبارت از لفظ است برای امر و مفهوم عام مشترک بین افرادی چند علی التساوی در مقابل تشکیک و آن را لفظ متواطی گویند.»

    مشکک:اما در برخی مفاهیم از لحاظ صدق مفهوم بر افراد تفاوتی هست،این تفاوت در شدت و ضعف،کثرت،اولویت،تقدم و تأخرّ و .... است.

    مانند مفاهیمی چون سفیدی و وجود.فلان چیز از فلان چیز سفیدتر است،یا وجود خالق نسبت به وجود مخلوق مقدم است واولویت دارد.

    تفاوت ها به نفس وجود است.این مفاهیم کلی که صدق آنها بر افراد متفاوت است کلی مشکک نامیده میشود.

    دو مفهوم متواطی و مشکک توضیح داده و معلوم شد این دو در مقابل یکدیگر هستند.حال چرا مشکک؟این واژه در لغت به معنای شک و تردید است.

    بطور واضح اینها از یک ریشه نیز هستند.وجه تسمیه ی آن نیز به این دلیل است که «کیفیت حمل آن آدمی را به تردید و شک می کشاند زیرا از

    یک سو به دلیل اشتراک معنوی حکایت از معنای واحد دارد،واز سوی دیگر اختلاف مصادیق دلالت بر کثرت و تعدد حقیقت می کند.اجتماع این

    دو موجب می شود که این سؤال قوت گیرد که اگر معنا واحد است این تفاوت ازکجاست؟و اگر این تفاوت ازناحیه ی چند حقیقیت است

    آن اشتراک معنوی چگونه ممکن است؟ »

    همانطور که گفته شد مصادیقی که مربوط به مفهوم مشکک هستند دارای مراتبند،وجود نیز ازاین قبیل مفاهیم است،که بر همه چیز منطبق

    است اما به طور مثال صدق آن به خدای متعال که نامتناهی است با صدق وجود بر موجود های دیگر قابل مقایسه نیست.بعد ها به این

    مسأله به تفصیل پرداخته خواهد شد.

    الهی هب لی کمال الإنقطاع الیک


    عنقا شکار کس نشود دام باز چین

    کانجا همیشه باد به دست است دام را




  16. 1
صفحه 3 از 4 نخست 1234 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کسانی که مطلب فوق را خوانده اند ، به این مطالب هم سر زده اند :

  1. خدا اينجاست ؛ برای شكرگذاری نفر بعدی كيه ؟
    توسط خادم الحسین(ع) در انجمن سایر موارد
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: 2014/03/28, 08:54
  2. پينوكيو چگونه «خلق» شد؟ / نمادگرایی فراماسونرها در پينوكيو +تصاویر
    توسط Vəhab در انجمن فرق ضاله (شيطان پرستي و عرفانهاي كاذب)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 2013/06/28, 05:34
  3. مراحل تزكيه نفس
    توسط تسنیم در انجمن تزکیه نفس
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 2013/05/17, 08:31
  4. اوّل فدك را مى گيرد و بعد مجلس محاكمه تشكيل مى دهد!
    توسط mahdi در انجمن حضرت فاطمه زهرا (س)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 2013/04/16, 02:14

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •