ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران دعوت شده

صفحه 16 از 16 نخست ... 6141516
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 156 , از مجموع 156
  1. #151
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,625
    17,708
    8,171
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    قسمت بیست و پنجم ( شهادت یاران امام )

    مُسلم بن عَوسَجه‏


    مسلم بن عَوسَجه اسدى كنيه ‏اش ابو حَجْل و مردى شجاع و عابد و يكى از برجسته‏ ترين ياران امام حسين عليه السلام در ماجراى كربلا بوده است.
    وى در نهضت كوفه و همكارى با مسلم بن عقيل فعّاليت چشمگيرى داشت؛ او پس از شكست نهضت كوفه خود را در كربلا به امام حسين عليه السلام رساند و عاشقانه در خدمت امام عليه السلام بود.
    سخنان وى در شب عاشورا هنگامى كه امام حسين عليه السلام به ياران خويش اجازه جدا شدن از خود را داد، حاكى از استوارى ايمان و نهايت عشق و ارادت او به اهل بيت عليهم السلام است.
    مسلم بن عَوسَجه نخستين شهيد از خيل شهداى كربلاست.
    او در لحظات آخر زندگى تنها وصيّتش به دوست صميمى خود حبيب اين بود :
    سفارشِ اين [حسين‏] را به تو مى‏ كنم. پس برايش بجنگ [و جان بده‏].

    الملهوف : ص ۱۶۱

    مثير الأحزان : ص ۶۳


    نام او در «زيارت رجبيّه» آمده است.
    در «زيارت ناحيه مقدّسه» نيز خطاب به او آمده :
    السَّلامُ عَلى‏ مُسلِمِ بنِ عَوسَجَةَ الأَسَدِيِّ. القائِلِ لِلحُسَينِ وقَد أذَنِ لَهُ فِي الاِنصرافِ : «أنَحنُ نُخَلّي عَنكَ؟ وبِمَ نَعتَذِرُ عِندَ اللَّهِ مِن أداءِ حَقِّكَ؟ لا وَاللَّهِ حَتّى‏ أكسِرَ في صُدورِهِم رُمحي هذا وأضرِبَهُم بِسَيفي ما ثَبَتَ قائِمُهُ في يَدي. ولا اُفارِقُكَ ولَو لَم يَكُن مَعي سِلاحٌ اُقاتِلُهُم بِهِ لَقَذَفتُهُم بِالحِجارَةِ ولَم اُفارِقكَ حَتّى‏ أموتَ مَعَكَ».
    وكُنتَ أوَّلَ مَن شَرى‏ نَفسَهُ وأوَّلَ شَهيدٍ من شهداء اللَّهِ قَضى‏ نَحبَهُ فَفُزتَ ورَبِّ الكَعبَةِ، شَكَرَ اللَّهُ استِقدامَكَ ومُواساتَكَ إمامَكَ. إذ مَشى‏ إلَيكَ وأنتَ صَريعٌ. فَقالَ :
    «يَرحَمُكَ اللَّهُ يا مُسلِمَ بنَ عَوسَجَةَ». وقَرَأَ :«فَمِنْهُم مَّن قَضَى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِيلاً»
    📖سوره احزاب : آيه ۲۳
    لَعَنَ اللَّهُ المُشتَرِكينَ في قَتلِكَ : عَبدَ اللَّهِ الضِّبابِيَّ. وعَبدَ اللَّهِ بنَ خُشكارَةَ البَجَلِيَّ.


    سلام بر مُسلم بن عَوسَجه اسدى؛ آن كه چون حسين عليه السلام به او اجازه بازگشت داد. گفت : «آيا تو را رها كنيم؟ آن گاه در پيشگاه خدا چه عذرى براى ادا نكردن حقّ تو خواهيم داشت؟! به خدا سوگند نه؛ تا آن كه اين نيزه ‏ام را در سينه‏ هاى آنان بشكنم و تا قبضه اين شمشير در دستم است. آنان را با آن مى ‏زنم و از تو جدا نمى ‏شوم؛ و اگر سلاحى نداشتم تا با آنان بجنگم.
    سنگ به آنان پرتاب مى ‏كنم و از تو جدا نمى‏ شوم تا با تو بميرم».
    تو نخستين كسى بودى كه جان خود را تقديم كرد و نخستين شهيدى بودى كه به ديدار خدا رسيد و پيمانه عمرش به پايان رسيد. سوگند به پرورگار كعبه رستگار شدى! خداوند قرار گرفتن تو پيش روىِ امامت و از خودگذشتگى ‏ات را سپاس گُزارد.
    آن گاه كه حسين عليه السلام به سوى تو - كه بر زمين افتاده بودى - آمد و فرمود : «اى مُسلم بن عَوسَجه! خدايت رحمت كند! » و تلاوت كرد : « برخى از آنان پيمان خويش را به انجام رساندند [ و به شهادت رسيدند ]؛ و برخى چشم به راه [ شهادت ] نشسته ‏اند و هرگز تغيير و تبديلى [در پيمان خود ] نداده ‏اند ».

    الإقبال : ج ۳ ص ۷۳


    خداوند همدستان در كشتن تو : عبد اللَّه ضَبابى و عبد اللَّه بن خُشكاره بَجَلى را لعنت كند!



    الملهوف : مسلم بن عوسَجَه به ميدان آمد و در جنگ با دشمن با تمام توان كوشيد و بر بلاهاى هولناك شكيب ورزيد تا به زمين افتاد.

    هنوز نيمه‏ جانى داشت كه حسين عليه السلام به سوى او آمد و حبيب بن مُظاهر نيز با او بود.
    حسين عليه السلام به او فرمود : «اى مُسلم! خدا رحمتت كند! « برخى از آنان پيمان خويش را به انجام رساندند [ و به شهادت رسيدند ]؛ و برخى چشم به راه [ شهادت ] نشسته ‏اند و هرگز تغيير و تبديلى [ در پيمان خود ] نداده‏ اند ».
    حبيب نيز به او نزديك شد و گفت: به خدا سوگند، جان دادنت بر من گران است - اى مسلم - ؛ امّا تو را به بهشت بشارت باد!
    مسلم با صدايى ضعيف به او گفت: خدا به تو بشارت خير دهد!
    سپس حبيب به او گفت: اگر نبود كه مى‏ دانم در پىِ تو خواهم آمد، دوست داشتم كه هر چه كه تو را انديشناك كرده به من وصيّت كنى.
    مسلم به او گفت: من به تو سفارش اين را مى ‏كنم (و با دستش به حسين عليه السلام اشاره كرد) جانت را در دفاع از او بگذار.
    حبيب به او گفت: حتماً و بر روى چشم!
    آن گاه مسلم جان داد.
    خشنودى خداوند، بر او باد!

    الملهوف : ص ۱۶۱

    البداية و النهاية: ج ۸ ص ۱۸۲

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  2. #152
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,625
    17,708
    8,171
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    قسمت بیست و ششم ( شهادت یاران امام )


    نافع بن هِلال‏

    نافع بن هِلال از ياران امام على عليه السلام و يكى از كوشاترين ياران امام حسين عليه السلام در جريان كربلا بوده است.

    🔴گفتنى است كه شخص ديگرى به نام هِلال بن نافع در كربلا حضور داشته كه جزو سپاه عمر بن سعد و از گزارشگران حادثه كربلاست و گاه وى با اين نافع بن هِلال اشتباه گرفته شده است.

    هنگامى كه امام عليه السلام سخنرانىِ معروف خود را در شب عاشورا خطاب به يارانش ايراد كرد. در پايان فرمود :
    من مرگ را چيزى جز خوش‏بختى و زندگى با ستمگران را چيزى جز ملال نمى‏ دانم .
    در اين هنگام نافِع پس از زُهَير بن قَين از جا برخاست و گفت :
    به خدا سوگند ما از ديدار پروردگارمان ناخشنود نيستيم و بر اساس نيّت‏ها و بصيرت‏هاى [درست ] خود هستيم، با دوستِ تو دوست و با دشمن تو دشمنيم.
    الملهوف : ص ۱۳۸

    نافِع بن هِلال تيراندازى ماهر بود و در روز عاشورا دوازده نفر از سپاه دشمن را هدف قرار داد و از پا در آورد و عدّه ‏اى را نيز زخمى كرد و پس از تمام شدن تيرهايش با شمشير خود به صف دشمن زد.
    وى در نهايت آن قدر جنگيد تا هر دو بازويش شكست و به اسارت دشمن در آمد.
    وقتى او را نزد عمر بن سعد بردند، در حالى كه خون بر محاسنش جارى بود؛ با شهامتِ تمام خطاب به او گفت :
    به خدا سوگند من دوازده نفر از شما را كُشتم و اين جز آنهايى است كه زخمى كردم، خودم را براى تلاشى كه كرده ‏ام سرزنش نمى ‏كنم و اگر بازو و مُچى برايم مانده بود، نمى ‏توانستيد مرا اسير كنيد.
    عمر بن سعد به شمر دستور داد تا او را بكُشد.
    نافِع در آخرين لحظات زندگى خطاب به شِمر گفت :
    به خدا سوگند بدان كه اگر تو در زمره مسلمانان بودى بر تو گران مى ‏آمد كه با
    [ ريختن ] خون ما به ديدار خدا نائل شوى! ستايش خدايى را كه مرگ ما را به دست بدترينِ آفريدگانش قرار داد!

    تاريخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۴۱

    الكامل فى التاريخ : ج ۲ ص ۵۶۸

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  3. #153
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,625
    17,708
    8,171
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    قسمت بیست و هفتم ( شهادت یاران امام )

    وَهْب بن وَهْب‏

    در باره اين شخص اطلاع زيادى در دست نيست.
    گفتنى است كه يكى از ياران مشهور و شجاع امام حسين عليه السلام كه به همراه همسرش امّ وَهْب به كربلا آمده بود و همسرش نيز به شهادت رسيد.
    عبد اللَّه بن عُمَير كَلْبى است كه شرح حالش گذشت.
    برخى متون مربوط به وَهْب مشابهت ‏ها و مشتركاتى با متون مربوط به عبد اللَّه بن عُمَير دارند.
    نظير متن (الملهوف ص ۱۶۱) كه كاملاً با عبد اللَّه بن عُمَير غلط شده است.


    همين باعث شده تا برخى محقّقان، معتقد شوند كه وَهْب به بن وَهْب وجودِ خارجى نداشته است و در واقع همان عبد اللَّه بن عُمَير است كه نامش بر اثر غلط، شخص يا اشخاص ديگرى پديد آمده ‏اند.
    به هر حال در آنچه اكنون وجود دارد، ضمن مشابهت‏ ها و غلطها، تفاوت‏هاى فاحشى هم بين اين دو ماجرا وجود دارد. بنا بر اين ضمن آن كه سخن برخى محقّقان مبنى بر دو نفر بودن آنها امكان دارد؛ ولى دلايل آنها در حدّ اطمينان‏ آورى نيست و دو نفر بودن آنها بعيد نيست، بويژه بحث نصرانى بودن وَهْب كه در برخى منابع آمده با عبد اللَّه بن عُمَير كه از يارانِ نامى امام حسين عليه السلام است، به هيچ وجه قابل جمع نيست.


    الأمالى صدوق - به نقل از عبد اللَّه بن منصور از امام صادق از پدرش امام باقر از جدّش امام زين العابدين عليهم السلام - :
    وَهْب بن وَهْب به ميدان آمد. او و مادرش مسيحى بودند كه به دست امام حسين عليه السلام مسلمان شده بودند و تا كربلا به دنبال او آمده بودند.
    وَهْب بر اسب سوار شد و عمود خيمه را به دست گرفت و جنگيد تا هفت يا هشت تن [ از سپاه دشمن ] را كُشت و سپس اسير شد.
    او را نزد عمر بن سعد - كه خدا. لعنتش كند - آوردند.
    فرمان داد تا گردنش را بزنند.
    او را گردن زدند و [ سرش را ] به سوى لشكر امام حسين عليه السلام انداختند. مادرش شمشير او را بر گرفت و به ميدان آمد.
    امام حسين عليه السلام به او فرمود : «اى امّ وَهْب! بنشين كه خداوند جهاد را از دوشِ زنان برداشته است. تو و پسرت با جدّم محمّد صلى اللَّه عليه و آله در بهشتْ خواهيد بود».

    الأمالى. صدوق : ص ۲۲۵ ح ۲۳۹

    روضة الواعظين : ص ۲۰۷

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  4. #154
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,625
    17,708
    8,171
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    قسمت بیست و هشتم ( شهادت یاران امام )

    يزيد بن زياد بن مُهاصِر

    ابو شَعثا يزيد بن زياد بن مُهاصِر كِنْدى جنگاور و تيرانداز ماهرى بود كه روز عاشورا با تيراندازى شمارى از سپاهيان دشمن را به هلاكت رساند.
    امام عليه السلام نيز در باره او دعا كرد و فرمود :
    اللَّهُمَّ سَدِّد رَميَتَهُ. وَاجعَل ثَوابَهُ الجَنَّةَ .
    خداوندا ! تيرش را به هدف برسان و ثوابش را بهشتْ قرار ده .
    تاريخ الطبرى : ج ۵ ص ۴۴۵

    گفتنى است كه طبرى وى را از سپاه عمر بن سعد شمرده است كه پس از ردّ شرط هاى امام حسين عليه السلام همانند حُر به سپاه امام عليه السلام پيوست؛ ولى اين سخن با گفتگوى وى با فرستاده ابن زياد - كه خودِ طبرى، آن را گزارش كرده -. منافات دارد.


    علّامه محمّدتقى شوشترى، در ردّ سخن طبرى (ج ۵ ص ۴۰۸) كه گفته است: «يزيد بن مُهاصِر، از كسانى بود كه براى رويارويى با حسين عليه السلام، با عمر بن سعد، همراه شدند»، ضمن بيان منافات داشتن اين سخن با گفتگوى يزيد بن زياد و فرستاده ابن زياد، مى ‏نويسد: احتمال دارد كه اين گفته طبرى: «مع عمر بن سعد»، تحريف شده «مع الحُرّ بن يزيد» باشد؛ چون رسم الخط اين دو، شبه هم است؛ و اگر نبود كه ابن اثير نيز در الكامل (ج ۲ ص ۵۶۹)، عبارت «وكان ممّن خرج مع عمر بن سعد» را از طبرى نقل كرده، مى ‏گفتيم كه اين نوشته، حاشيه‏ اى اجتهادى از ديگران بوده كه با متن، آميخته شده است و در روزگاران گذشته، چنين آميختگى‏ هايى بسيار رُخ مى ‏داده است.

    به هر حال، اين رجز كه: «من رهاكننده و واگذارنده ابن سعد هستم»، با گفته ما، منافاتى ندارد.

    علّامه مجلسى هم در بحار (ج ۴۵ ص ۳۰) خَلطى صورت داده و او را دو نفر به شمار آورده است. وى، اوّلاً از محمّد بن ابى طالب (تسلية المُجالس: ج ۲ ص ۳۰۰)، نقل كرده است:

    آن گاه، يزيد بن زياد شعثا، هشت تير به سوى دشمن، پرتاب كرد كه پنج تير، به هدف اصابت كرد و هر تيرى را كه پرتاب مى‏ كرد، امام حسين عليه السلام مى ‏فرمود: «خدايا! پرتابش را درست و پاداشش را بهشت، قرار ده».


    دشمنان، به او هجوم آوردند و به شهادتش رساندند.

    ثانياً از ابن نَما (مثير الأحزان: ص ۶۱) نقل كرده كه: پس از نقل كشته شدن ابو عمرو نَهشَلى، يزيد بن مهاجر، به ميدان آمد و با تير، پنج تن از ياران عمر را كُشت. سپس همراه حسين عليه السلام شد و مى‏ سرود:


    من، يزيدم و پدرم، مُهاجر است‏
    و گويى شير كمين كرده در بيشه‏ام

    دليل اشتباه مجلسى، اين است كه اين يزيد، در نقل اوّل به پدرش و در نقل دوم به جدّش نسبت داده شده است.


    بر اساس آنچه از طبرى بازگو كرديم، روشن شد كه گفته وى: «الشعثاء»، تحريف شده «أبو الشعثاء» است و گفته ‏اش: «بثمانية» تحريف «بمائة» است. همچنين گفته او: «مهاجر» در بيت دوم، تحريف «مُهاصِر» است. امّا اين كه ابن شهر آشوب، در المناقب (ج ۴ ص ۱۰۳)، او را يزيد بن مُهاصر جُعْفى عنوان كرده، بايد گفت كه او كِنْدى است، نه جُعْفى (قاموس الرجال: ج ۱۱ ص ۱۰۲).

    لذا گزارش شيخ مفيد كه او را از همراهانِ امام حسين عليه السلام بر شمرده. صحيح است.

    در «زيارت ناحيه مقدّسه» آمده است :
    السَّلامُ عَلى‏ يَزيدَ بنِ زِيادِ بنِ المُهاجِرِ الكِندِىِّ .
    سلام بر يزيد بن زياد بن مُهاجر كِنْدى!
    الإقبال : ج ۳ ص ۷۳.

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  5. 1
  6. #155
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,625
    17,708
    8,171
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    قسمت بیست و نهم ( شهادت یاران امام )

    يزيد بن نُبَيط و دو پسرش‏

    در باره يزيد بن نُبَيط سيره ‏نويسان گزارش كرده‏ اند كه وى ده پسر داشت كه آنها را به همراهى با خود براى يارىِ امام حسين عليه السلام دعوت كرد؛ امّا تنها دو تن از آنها عبد اللَّه و عبيد اللَّه دعوت او را پذيرفتند.

    او و دو فرزندش، از بصره خارج شدند و خود را به مكّه رساندند و همراه امام عليه السلام شدند و در ركاب وى به فيضِ شهادت رسيدند.

    گفته شده كه دو فرزند او در حمله نخست دشمن به شهادت رسيدند.

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  7. 1
  8. #156
    *Fadak*
    مدیر انجمن اسلام

    images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif images/star/gold.gif
    تاریخ عضویت
    2013/03/30
    محل سکونت
    نزدیک بهشت
    نوشته ها
    6,625
    17,708
    8,171
    برچسب زده شده
    در 216 تاپیک

    قسمت سی ام ( شهادت یاران امام ) [ آخر ]

    ديگر ياران شهيد امام حسين عليه السلام‏

    پيش از اين زندگى ‏نامه اجمالىِ شمارى از شهداى كربلا كه نكته قابل توجّهى در باره آنها گزارش شده بود، گذشت.
    اينك فهرست اسامى ديگر يارانِ شهيد امام حسين عليه السلام كه در منابع تاريخى يا حديثى از آنها ياد شده بدين سان ارائه مى‏ گردد :

    ۱. ابراهيم بن حُصَين اسدى‏
    ۲. ابو هَيّاج‏
    ۳. اَدهَم بن اُميّه‏
    ۴. انيس بن مَعقِل اَصبَحى‏
    ۵. برادرزاده حُذَيفة بن اَسيد غِفارى‏
    ۶. جابر بن حَجّاج‏
    ۷. جَبَلة بن على شَيبانى‏
    ۸. جُندَب بن حُجَير
    ۹. جُوَين بن مالك‏
    ۱۰. حارث بن امرؤ القيس‏
    ۱۱. حارث بن بنهان آزاد شده حمزة بن عبد المطّلب‏
    ۱۲. حَجّاج بن زيد ( / يزيد)
    ۱۳ و ۱۴. حُلاس بن عمرو و نُعمان بن عمرو
    ۱۵. رافع وابسته بنى شِنْده‏
    ۱۶. رُمَيث بن عمرو
    ۱۷. زاهر مُصاحب عمرو بن حَمِق‏
    ۱۸. زُهَير بن بِشْر خَثعَمى‏
    ۱۹. زُهَير بن سُلَيم اَزْدى‏
    ۲۰. زيد بن مَعقِل‏
    ۲۱. سالم غلام ابنِ مَدَنيّه كَلْبى‏
    ۲۲ و ۲۳. سعد بن حارث و برادرش حتوف بن حارث‏
    ۲۴. سعد بن حَنظَله تميمى‏
    ۲۵. سعيد بن كَردَم‏
    ۲۶. سليمان بن ربيعه‏
    ۲۷. سليمان غلام امام حسين عليه السلام‏
    ۲۸. سوّار بن ابى حِميَر
    ۲۹. سيف بن مالك‏
    ۳۰. ضُباب بن عامر
    ۳۱. ضَرغامة بن مالك‏
    ۳۲ و ۳۳. عامر بن مسلم و غلامش سالم ( / مسلم)
    ۳۴. عباد بن ابى مهاجر
    ۳۵. عبدالرحمان بن عبد اللَّه بن كَدَن اَرحَبى‏
    ۳۶. عُقْبة بن صَلْت‏
    ۳۷. عمّار بن ابى سلامه دالانى‏
    ۳۸. عمّار بن حَسّان‏
    ۳۹. عِمران بن كعب انصارى‏
    ۴۰. عمر بن اُحدوث حَضرَمى‏
    ۴۱ و ۴۲. عمرو بن خالد اَزْدى و پسرش خالد بن عمرو
    ۴۳. عمرو بن ضُبيعة
    ۴۴. عمرو بن عبد اللَّه جُندَعى‏
    ۴۵. عُمَير (عمرو) بن عبد اللَّه مَذحِجى‏
    ۴۶. غلام تُرك‏
    ۴۷. قارِب غلام امام حسين عليه السلام‏
    ۴۸ و ۴۹. قاسِط و كَردوس. پسران زُهَير بن حارث‏
    ۵۰. قاسم بن حبيب اَزْدى‏
    ۵۱. قَعنَب بن عمرو نَمِرى‏
    ۵۲. كِنانة بن عتيق‏
    ۵۳. مُجَمِّع بن زياد
    ۵۴. مُجَمِّع بن عبد اللَّه عائِذى‏
    ۵۵. مسعود بن حَجّاج و پسرش عبد الرحمان‏
    ۵۶. مسلم بن كثير
    ۵۷. مُنجِح غلام امام حسين عليه السلام‏
    ۵۸. نَعيم بن عَجلان‏
    ۵۹. هَفْهاف بن مُهَنَّد راسِبى‏
    ۶۰. همام بن سَلَمه قانِصى‏
    ۶۱. يحيى بن سليم مازِنى

    دانش‏نامه امام حسين عليه السلام: ج ۶ ص ۴۰۵

    [مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. با عضویت قادر به مشاهده لینک ها هستید...]
    __________________________________________________ ________________


    حواسمان هست یانه؟
    اگر"
    شهید" نشویم باید "بمیریم"...!
    راه سـومی نیسـت!

  9. 1
صفحه 16 از 16 نخست ... 6141516
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 156 , از مجموع 156

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •